تو را مثل مادری که بچه هایش را دوست میدارد دوست داشتم
تو را مثل اسیرمحکوم به سیاهی که سالها درون سوراخ هاانتظار خورشید را میکشد دوست داشتم
تو را مثل سرمازده ای که در پی خانه ای گرم است دوست داشتم
آه ه ه ه ه ه
من چه کردم سالهایم را مثل پول خرج کردن به باد دادم
پایان هر اشتباه یک راه درست است
این تنها چیزی بود که یادم دادی