دلــــم کـــه میگـــــیرد

قـــــدم میـــــــزنم در سنــــــــگ فــــــــرش های  

 

خــــــــیابـــــــان

روی رد پــــاهــــــــای تـــــــو !

چه حس خوبیست

وقتی من ،تــــــــــــــــو میشوم

دود می کنم تنهاییم را

دود می کنم تنهاییم را

میان خیال های به باور نرسیده!

هنوز فراموشی در دنیای من رسم نیست

ولی می گذرد ؛

می گذرد تنهای ام کنار تمام رویاهایی

که کـال مانـد!

دوست داشتَنت



معادله ای ست که ،



نفس هایَم را



اثبات می کند!

فراموش کردنت کار آسانی است !

فراموش کردنت کار آسانی است !



کافی است دراز بکشم ،


چشمهایم را ببندم و نفس نکشم !

محکومم به حبــس ابد!!

فکــر می کــردم

در قلب تـــــو

محکومم به حبــس ابد!!

به یکبــاره جــا خــوردم ...

وقـــتی

زندان بان برســـرم فریاد زد:

هــی..

تــو

آزادی!

.

.

.

وشنیدم صـــدای گامهای غریبه ای که به سلـــول من می آمـــد !!..