دیشب خواب دیدم
خوابِ تو را...
برایم رخت عروسی اورده بودی
اما دامادِ خوابم تو نـبودی
و چه هلهله ای برپا بود انجا
برای مُردن تمام اروزهایم

 

پارسال با او زیر راه میرفتم  ولی امسال

راه رفتن او را با دیگری زیر باران اشکهایم دیدم

شاید باران پارسال هم اشکهای فرد دیگری بود...؟!

 

 

fantome

je aime tu

tu aimes ill

ill aime elles

et nous sommes alone

روزی اگر نبودم تنها أرزوی ساده ام این است:زیر لب بگویی:یادش بخیر...

 

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید
آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید
وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد