-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 15:05
ده ها قرن گذشته از روزهای لی لی و شاپرکی ام پاییز هنوز سوت میزند و من هزار بار بیشتر از فاصله ی دستان بازم دوستت دارم
-
رنج ما تاوان انسان بودن است
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 15:03
زندگی هنگامه ی فریادهاست سرگذشت در گذشت یادهاست زندگی تکرار جان فرسودن است رنج ما تاوان انسان بودن است
-
کسی چه میداند؟؟؟
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 15:02
بند کفشهایت را همیشه محکم ببند کسی چه میداند؟؟؟ شاید اینجا درست لبه ی دنیا باشد
-
من عجیب دلم برای خورشید تنگ شده
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 15:00
داره بارون میاد مثل سیل و می چکه رو صورت شیشه ی اتاقم بوی تن خیس هوا پر شده توی وجودم و من میخوام اشباع بشم از این بو هنوز هم داره بارون میاد و من عجیب دلم برای خورشید تنگ شده
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 اسفندماه سال 1390 10:35
سهم ما هنگام طلوع نوشیدن بارقه های خورشید است
-
کجای زمانید یاران زمینی ام؟؟؟
چهارشنبه 24 اسفندماه سال 1390 10:21
کجای زمانید یاران زمینی ام؟؟؟ در این کهکشان بی مرز در این بهت و حیرانی در خیالاتم چون نسیم می وزم و برگ برگ در حضور ترنم نفس هایم میلرزم چون ابری سرگردان در آسمان اندیشه ام در جولانم چون باران بر متن تصوراتم قطره قطره میبارم وطرح تنهایی ام را سبز میکنم به جوانه های اندیشه و خیالم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 اسفندماه سال 1390 13:39
· شکست...! حتی اون کودک درون بازی گوشم را...
-
فـردا............
چهارشنبه 17 اسفندماه سال 1390 13:21
· فـردا بـرای دلجـویـی دیـر اسـت .... امـروز زخـم نـزن ...
-
آخ کــــه...............
چهارشنبه 17 اسفندماه سال 1390 13:17
· آخ کــــه ایــــن عکـــس پیـــر نمیشـــود امــــــا ، پیـــــــرم میکنـد ــد
-
فقط تویی در ...............
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 23:30
تو را آنچنان یافتم چنان فراتر از ادراکم فقط تویی در ترنم های بیکرانه ام بدون سایه و جدایی ناپذیر از ژرفای وجودم سیاهی هستی میان سفیدی ها و سفیدی هستی در میان سیاهی ها آنچنان عاجزانه برای لحظاتم دعایت کردم که قبل از دیدنت و بودنت آنچنان در نهان و آشکار هر چیز روز و شب آنچنان زندگی ات کردم که باور کن انتهای نظاره هایم...
-
چه بی باکانه
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 23:29
من در دنیای ویران شده ام ذره ذره میپوسم در سایه ی تو جان میدهم چه بی باکانه زیر رویاهای بر باد رفته ام
-
ویرانه نگری کار تو نیست..............
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 23:28
من مدت ها قبل قلبی داشتم پرورانده ی امید چشمانی داشتم نظاره گر ژرفای آینده اما حالا دستانی دارم که تک تک رویاهای ویران شده ام را جمع میکنند و در زباله فراموشی میریزند فقط برو بی آنکه پشت سرت را بنگری برو ویرانه نگری کار تو نیست
-
همین و بس..............
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 23:28
تو نه پرنس ترانه هایم خواهی شد ونه شیطان نغمه هایم خواهی شد تو تنها بازیچه ی دروغین دوست داشتن های سرراهی هستی همین و بس
-
تجلی دروغین...............
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 23:27
تو رخشان کننده ی لحظاتم نیستی تو تنها تجلی دروغین نور های بیرنگ هستی دلم برای تو نه برای لحظات فریب خورده ام میسوزد
-
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 21:43
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست
-
غصه اگر هست بگو تا باشد
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 21:42
غصه اگر هست بگو تا باشد یار من معنی خوشبختی ، بودن اندوه است
-
آن هایی که خدا را دارند
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 21:31
دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند
-
خدای من..............
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 21:29
خدای من همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد
-
پشت هرکوه بلند .......................
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 21:28
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟1 چرا !؟
-
آینده....................
دوشنبه 15 اسفندماه سال 1390 17:16
این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 17:22
· گفتند بـــــاد آورده را · بـــاد مـــی بـــرد امــــا تـــو کـــه بـــا پــای خـــودت · آمــده بــودی ..
-
امـا امـروز
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 17:15
· روزی فـکـر مـیـکـردم هـدیـ ه ای هـسـتـی از طـرف ِ خـدا امـا امـروز فـهـمـیـدم [ تـقـاص ِ اشـتـبـاهـاتـم ] بـودی ..
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 10 اسفندماه سال 1390 14:52
· دیــری نَخـواهـد گُـذشتــ حــیوانــاتــ بـَـرای کــوچَکــ شِمــُردنــِ یکدیگر ـر بـِــه هـَـم بِگــوینـَـد انســـان
-
سوره ای به نام « عشق»
چهارشنبه 10 اسفندماه سال 1390 14:48
· خدابا جای سوره ای به نام « عشق» در قرآنت خالیست که اینگونه آغاز شود د: « و قسم به روزی که قلبت را چنان می شکنند که جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
-
دروغ
چهارشنبه 10 اسفندماه سال 1390 14:41
· بیش ترین دروغی که در این دنیا گفتم.. این کلمه است... خوبم!!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 7 اسفندماه سال 1390 20:00
لاک پشت ها هم عاشق می شوند ولی تحمل درد عشق براشون راحت تره چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 6 اسفندماه سال 1390 17:32
بـــرایــش سنگــــ تمـــام گذاشتم.! افســـوس کــــه نمــــی دانستم بـــا همــــان سنگـــــ هــــا نابودم مــــی کند.....
-
همیشه سکوتم ....................
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1390 18:11
· همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی
-
برای نبودن که..........
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1390 18:10
· برای نبودن که همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی میتوانی همین اینجا پشت تمام بغض هایت گم شده باشی
-
عجب خیاط ماهریست دنیا
سهشنبه 2 اسفندماه سال 1390 18:08
· عجب خیاط ماهریست دنیا که دل هیچکس را برایمان تنگ ندوخت... !!